سه شنبه 20 بهمن ماه سال 1388

در سال ۱۹۴۲ مرکز <<وصول به حق >> در هالیوود و در سال
۱۹۴۷ دو مرکز در شهر های سان دیه گو و لانگ بیچ در کالیفرنیا تاسیس
شد. تازه واردان به مراکز << وصول به حق >> در شهر های مختلف
اغلب می پرسیدند :<< آیا گفته بعضی از سازمانها که نمی توان
یوگا را به صورت دروس مکتوب آموخت و فقط باید زیر نظر مستقیم
مربی فراگرفته شود حقیقت دارد؟>>>
باید بگویم در عصر اتم ( شیوه های مختلف یوگا من جمله کریا یوگا
را ) باید به شیوه یی مانند دروس مراکز << وصول به حق >>
تعلیم داد در غیر این صورت این دانش رهایی بخش دیگر بار به
اشخاص معدودی از برگزیدگان محدود می شود البته اگر هر شاگرد
بتواند استادی صاحب حکمت و استادی کامل از لحاظ معنوی ( استاد الهی
) در کنار خود داشته باشد عطیه یی بی همتا خواهد بود . اما
واقیعیت این است که جهان ( مخصوصا جهان معاصر ) گناهکاران بسیار و
قدیسان اندکی دارد بس اگر جمیع ملل نتوانند در خانه خود تعالیمی
را که یوگی ها ی راستین مکتوب کرده اند بیاموزند چگونه یوگا
خواهد توانست به کمک جمعیت بشری بر خیزد؟
اگر انسانها به این شیوه علم یوگا را نیاموزند تنها ثمره اش این خواهد
بود که انسان های معمولی نا دیده گرفته می شوند و از آن بی بهره
خواهند ماند حال آنکه مشیت ( اراده ) پروردگار برای مردم عصر نوین
چنین نیست .(پس نباید مقابل شیوه های نوین اموزش تکنیکها برای وصول
به حق مقاومت کرد و تنها به شیوه های سنتی تاکید داشت اگر چه وجود یک قدیس در کنار استاد بی تردید
توفیق بزرگی است که البته نسیب بر گزیدگان خواهد شد )

باباجی ( قدیس و استاد اعظم تکنیک باستانی کریا یوگا ) وعده داده است که
هموارره کسانی که وفادارانه به کریا یوگا می پردازند حمایت و هدایت
خواهند شد . برای ایجاد جهانی سر شار از صلح و برکت نه فقط تنی
چند بلکه هزاران کریا یوگی ( که به حق متصل شده اند ) لازم است.
تاسیس مرکز وصول به
حق درر غرب وظیفه یی از جانب استادم شری
یوکتشوار و استاد بزرگ ( حضرت باباجی ) بود و انجام این وظیفه خالی
از دشواری نبوده است...ا


اا{{
بعد از به
انتها رسیدن سرگذشت یوگی به معرفی اساتید راستین و قدیسین هند
خواهیم پرداخت قدیسینی که
در حال حاضر برای اموزش تکنیک کریا (متهورانه ترین و تکامل یافته ترین
تکنیک پالایش نفس جهت تکامل معنوی ) پذیرای دوستاران واقعی وصول به
حق خواهند بود ! ان شاالله . اگر چه بعضی از این قدیسین جهت آموزش
این تکنیک اصیل و کهن ابتدا شاگرد را مورد ازمایش یا ارز یابی
قرار می دهند !
.... }}}ا

در حالی که آقای لین و خواهر جیا
نا ما تا و سایر سر سبپردگان لبخند زنان مرا به سوی در بزرگ و رودی و
مسیری در زیر سایه در ختان هدایت می کردند
گفتند :
>> استاد برایتان هدیه خوشامدی داریم . در غیاب شما
این صومعه را برایتان ساخته ایم ! <<
دیدم عمارتی چون اقیانوس پیمایی سفید در ساحل آبهای
لاجوردی نشسته است . نخست زبانم از حیرت بند آمد سرانجام بی آنکه کلامی
برای ابراز شادمانی و قدر دانی ام بیابم به شانزده اتاق
بسیار بزرگ معبد که هر یک به منظوری خاص شکل گرفته بود نظر
انداختم ......درست در پایین تالار دو غار ویژه مراقبه رو به بیکرانگی آسمان
و در یا قرار داشت بر روی زمین مکانهایی مخصوص حمام آفتاب ساخته شچه
بود سنگفرشها یی که به سبزه زارهایی آرام و باغ های گل سرخ و جنگل
اوکالیپتوس و هکتارها تا کستان و باغ میوه می انجامد......ا

این عمارن عظیم واقع در انسینیتاس کالیفرنیا
هدیه آقای جیمز جی لین یکی از سر سپردگان
وفادار به کریا ( کریا یوگا ) به انجمن<< وصول به حق>> می باشد با
اینکه او رییس شرکت بزرگ بیمه آتش سوزی و صاحب مسیولیت های بسیار است
همواره فرصتی را به مراقبه طولانی و ژرف سه بار در
روز اختصاص می دهد به این طریق از تاریخ تشرفش به
تکنیک کریا در
ژانویه ۱۹۳۲ با در پیش گرفتن یک زندگی آرام و
متعادل به سامادهی ( وروچ به هوشیاری
برتر که به مانند خلسه ای ژرف سالک را به حقیقت هستی
نایل می کند ) دست یافته است .
آقای لین در طول اقانتم در هند و
اروپا ( ژوین ۱۹۳۵ تا اکتبر ۱۹۳۶ ) با یکایک کسانی که با آنها نامه نگاری
داشتم تماس گرفته بود تا مبادا خبر ساخن آشرام ( معبد )
انسینیاس را به من برسانند.......ا
در طول نخستین سالهای اقامتم در آمریکا
همواره در جستجوی مکان کوچکی برای ساختن معبدی در کنار در یا ؛ سراسر کالیفرنات
را زیر پا گذاشته بودم . هر گاه مکان مناسبی یافته بودم مانعی
بر سر راهم سبز می شد و برنامه ام را خنثی می کرد اکنون با نگریستن به
هکتارها زمین آفتابی انسنیتا س فروتنانه تحقق
پیشگویی استادم شری یوکتشوار را می دیدم
که گفته بود : << معبدی در کنار اقیانوس بنا خواهی
کرد >> { جزییات
این پیشگویی را می توانید در پست ( ) مطالعه
کنید ).....ا
در کتاب << اعمال رسولان >> انجیل می خوانیم >> خدا آدمیان را از یک
خون ساخت<<
آری << برادری جهانی >> مفهوم عظیمی است اما انسان باید
بکوشد همدلی اش
را در جهان گسترش دهد و خود را شهر وند جهان
بداند .....ا
اگرچه استادم شری یوکتشوار هرگز
از مرز کشور هند خارج نشد چه نیک از این حقیقت و برادری
آگاه بود . زیرا همواره می گفت :
>>جهان خانه منست>>ا